تبليغاتX
.......با تو.......
الفبای خوشبختیA – Accept : پذیرا باشید:دیگران را همانگونه که هستند بپذیرید ، حتی اگر برایتان مشکل باشد که عقاید ، رفتارها و نظرات آنها را درک کنید.B- Break away : خودتان را جدا سازید:خود را از تمام چیزهایی که مانع رسیدن شما به اهدافتان می شود جدا سازید.C- Creat : خلق کنید :خانواده ای از دوستان و آشنایانتان تشکیل دهید و با آنها امیدها ، آرزوها ، ناراحتی ها و شادی هایتان را شریک شوید.D – Decide : تصمیم بگیرید:تصمیم بگیرید که در زندگی موفق باشید . در آن صورت شادی راهش را به طرف شما پیدا می کند و اتفاقات خوشایند و دلپذیری برای شما رخ خواهد داد.E- Explore : کاوشگر باشید :جستجو و آزمایش کنید . دنیا چیزهای زیادی برای ارائه کردن دارد و شما هم قادرید چیزهای زیادی را ارائه دهید. هر زمان که کار جدیدی را آزمایش می کنید خودتان را بیشتر می شناسید.F- Forgive : ببخشید :ببخشید و فراموش کنید . کینه فقط بارتان را سنگین تر می کند و الهام بخش ناخوشایندی است. از بالا به موضوع نگاه کنید و به خاطر داشته باشید که هر کسی امکان دارد اشتباه کند.G- Grow : رشد کنید:عادات و احساسات نادرست خود را ترک کنید تا نتوانند مانع و سد راه شما برای رسیدن به اهدافتان شوند.H – Hope : امیدوار باشید:به بهترین چیزها امید داشته باشید و هرگز فراموش نکنید که هر چیزی امکان پذیر است ، البته اگر در کارهایتان پشتکار داشته باشید و از خدا کمک بخواهید.I- Ignore : نادیده بگیرید:امواج منفی را نادیده بگیرید . روی اهدافتان تمرکز کنید و موفقیت های گذشته را بخاطر بسپارید . پیروزی های گذشته نشانه و رابطی برای موفقیت های آینده هستند.J – Journey : سفر کنید:به جاهای جدید سر بزنید و با فکر روشن ، امکانات جدید را آزمایش کنید . سعی کنید هر روز چیزهای جدیدی را بیاموزید ، بدین صورت رشد خواهید کرد و احساس زنده بودن می کنید.K – Know : بدانید:بدانید که هر مساله ای هر چقدر هم که سخت و دشوار باشد در نهایت حل خواهد شد . همان طور که گرمای مطبوع و دلپذیر بهار پس از سرمای طاقت فرسای زمستان می آید. L – Love : دوست بدارید :اجازه دهید که عشق به جای نفرت ، قلبتان را پر کند. زمانی که نفرت در قلب شما ساکن است هیچ فضای خالی برای عشق وجود ندارد ، اما موقعی که عشق در قلبتان ساکن است ، تمام خوشبختی و شادی در وجودتان قرار دارد.M – Manage : مدیر باشید:بر زمان مدیریت داشته باشید ، تا استرس و نگرانی کمتری شما را رنج دهد . استفاده درست از زمان باعث می شود که روی موضوعات مهم بهتر تمرکز کنید.N- Notice : توجه کنید:هرگز افراد فقیر ، ناامید ، رنج کشیده و ضعیف را نادیده نگیرید و هر نوع کمکی را که قادرید به این افراد ارائه دهید از آنان دریغ نکنید.O-Open : باز کنید:چشم هایتان را باز کنید و به تمام زیباییهایی که در اطرافتان وجود دارد نگاه کنید ، حتی در سخت ترین و بدترین شرایط ، چیزهای زیادی برای سپاسگزاری وجود دارد.P –Play : بازی و تفریح کنید:فراموش نکنید که در زندگیتان تفریح و سرگرمی داشته باشید . بدانید که موفقیت بدون شادی و لذت های مشروع ، مفهومی ندارد.Q – Question : سوال کنید:چیزهایی را که نمی دانید بپرسید ، زیرا که شما برای یاد گرفتن به این کره خاکی آمده اید.R – Relax : آرامش داشته باشید:اجازه ندهید که نگرانی و استرس بر زندگی شما حاکم شود و به یاد داشته باشید که همه چیز در نهایت درست خواهد شد.S – Share : سهیم شوید:استعدادها ، مهارتها ، دانش و توانائیهایتان را با دیگران تقسیم کنید ، زیرا هزاران برابر آن به سمت خودتان برمی گردد.T – Try : تلاش کنید:حتی زمانی که رویاهایتان غیر ممکن به نظر می رسند تلاشتان را بکنید . با تلاش و مشارکت در انجام کارها ماهرو خبره می شوید.U – Use : استفاده کنید :از استعدادها و توانایی ها یتان به عنوان بهترین هدیه استفاده کنید . استعدادهایی که تلف شوند ارزشی ندارند. استفاده صحیح از استعدادها و تواناییهایتان برای شما پاداش های غیرمنتظره ای به دنبال دارد.V – Value : احترام بگذارید:برای دوستان و اقوامی که شما را حمایت و تشویق کرده اند ، ارزش قایل شوید و هر کاری که از دستتان بر می آید برای آنها انجام دهید.X – X-Ray : اشعه ایکس:با دقت و شبیه اشعه ایکس به قلب های انسانهای اطراف خود بنگرید در نتیجه شما زیبایی و خوبی را در قلب آنها خواهید دید.Y – Yield : اجازه دهید:اجازه دهید که صداقت و درستکاری وارد زندگیتان شود. اگر شما در راه درستی حرکت کنید درانتها خوشبختی را خواهید یافت .Z – Zoom : تمرکز کنید:زمانی که خاطرات تلخ ، ذهنتان را پر کرده است ،
+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 12:15  توسط محسن | 
 magnify
ما براي همه چيز به دنبال بهانه مي گرديم براي دوستي گفتگو و لبخند نيز اما خورشيد بي بهانه مي تابد و پرنده بي بهانه مي خواند بهانه ها آنقدر که ما فکر مي کنيم مهم نيستند پس بياييم لبخند عشق را بدون بهانه بر لبانمان شکوفا    Imageکنيم  
گريه کردم تابدوني زندگي بي  غم نمي شه اگه دستم روبگيري ازغرورت کم نمي شه سفر کردم که ازيادم بري ديدم
نمي شه اخه عشق يه عاشق با نديدن کم نميImage شه
Imageاگه يه خر بوست کرد عيب نداره مواظب باش يه بوس خرت نکنه   
زندگي عشق است ُُعشق افسانه نيست آنکه عشق آفريد ديوانه نيست عشق آن نيست که در کنارش باشي عشق آن است Imageکه به يادش باشي
عشق رازي است مقدس. براي کساني که عاشقند، ‌عشق براي هميشه بي‌کلام مي‌ماند؛ اما براي کساني که عشق Imageنمي‌ورزند، ‌عشق شوخي بي‌رحمانه‌اي بيش نيست 
اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي Imageمي کند
کاش کوچيک بوديم ... وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم. کاش کوچيک مي مونديم تا حرفامونو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم و فرياد که مي زنيم
Imageباز کسي حرفامونو نمي فهمه  
اشكي كه بي‌صداست... پشتي كه بي‌پناست... دستي كه بسته است... پايي كه خسته است... دل را كه عاشق است... Imageحرفي كه صادق است... شعري كه بي‌بهاست... شرمي كه آشناست... دارايي من است... ارزاني شماست
دوست داشتن درست مثل ايستادن در سيمان خيس ميمونه که هر چه بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي، و اگر هم Imageبتوني ازش بيرون بياي حتما رد پات باقي ميمونه
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد . با وفا ترين
 
 دوست به مرور زمان بي وفا شد . اين پرپر شد ن از گل
 
 نيست از طبيعت است و اين بي Imageوفايي از دوست
 
 نيست از روزگار
+ نوشته شده در  سه شنبه 14 فروردین1386ساعت 15:16  توسط محسن | 

سلام به همه دوستای عزیزم .

 

به مناسبت فرارسیدن عید نوروز آپم رو یکم به تاخیر انداختم یک سال دیگه هم از

زندگیمون گذشت و همین ..............

 

 

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر  دگر باره  جوان  خواهد شد.

گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت که باغ آمد ازین راه واز آن خواهد شد.

سال نو را به همه شما تبریک می گم و امیدوارم که سالی که در پیش دارید سالی

پر از خوبی وصفا به همراه داشته باشید

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 اسفند1385ساعت 13:15  توسط محسن | 
خوب میشه که یک سری حقایق بر ملا شه. بعدا" نه بهتر الان بحث  آن شه.خودکار من هست تپانچه .کاغذ من باید سپر بلام شه.نمی زارم وضعم از این که هست خراب تر شه.این قدر در آوردید حرف برام که. از دست حرفاتون من شدم کلافه کلافه.پیچ در پیچ زندگیم بالاخره می شه پاره پاره می شکافه.آسمونو زمین رو می شکافه این حقایق .خدایا چرا واسم دیر می گذرن این دقایق .صدامو نمی شنوید انگار دور گوش شما هست عایق این وقایع.همش حقیقت داره چرا بی دلایل به بار آوردید این فجایع .گل شقایق زیره بار حرفهای هرزه شما شد پرپر.ولی محسن بین همه شماهنوزم هست سرتر.حر فاتو نو زدیدید کاراتونو کردید همه فکر می کردید که همه چیز تمومه. بذار خیلی چیزا رو بگم که چیزی نا گفته نمونه.تیغ تیز زبون محسن چند وقتیه که خارج از قلافه چون بالاخره من تصمیم گرفتم بکشمش بیرون از قلاف .پس نباید به حرف من شک کرد چون می خوام بکشمشون بیرون از پرانتز.صعیم اینه که چیزی از قلم نیافته کلی داستان هست اون بره پرده که هست نهفته.

حرف صادقانه محسن رو ننداز دور.خیلی سوال پیچم کردید نیاز به این همه بازخواست بود که چرا بد می کنم چون حرفای دلم بود مگه بد گفتم.چرا فکر می کنم که با شما فرق دارم میگن یک محسن دیگه داریم.بچه دهات که اسمشو گذاشته نابودگر هه هه هه هه هه هه هه

اینو همه باید بدونند که محسن یک دونه است اونم یک ادم نمونه است.محسن اسمش محسن بچه شیراز .همونه که با حرفاشو کاراش می ده بعضی یا رو آزارو می سازه یک وب جذاب.پس دیگه نپرسید محسن چند تاست .یک سوال ازتون دارم ؟ خدا چند تاست ؟ من دارم می رم بالا رفتارتون چرا عوض .هان چتونه .... چرا همه چشماتون گرد شده.نکنه کاره خدا ختم به غیر شده.مگه چیزی باطل شده .حالا یک کاری انجام شده چرا دارین می کنین خودتونو تیکه پاره.دیگه لعن حرف زدنتونم تیکه داره.

اینو همیشه گفتم تو نت زیره پرچم هیچ جا نیستم.واسه اثبات گنده بودنم نمی گم هک می کنم چون اینکه نیستم .واسه کسایی که اومدنو از ترس لرزیدن بگم تا دلشون نشکنه من هیشکی نیستم.خیلی یا دوست دارن مثل من بشن.حالا چرا خودمو بگیرم.غرور وخودخواهی همشون یک حس پستن .میگم که بدونید خالق هک و شاخ وب همه یک قصه هستند.بعضی یا می گن این محسن کیه؟می دونید که از کسی ترسی ندارم.ولی قصد ندارم جایی آشوب کنم.ولی تویی نت زیرآبمو خیلی راحت زدند.نمی دونم چرا بعضی یا با من بدند.نمی دونم چه صودی می برنداز این کارا.اما بذار همه بدونن که من دارم می کنم تویه نت حکومت.آره می نویسم وبلاگمو .هستم معتقد که وب نویسی خودش هست یک هنر. اینو گفتم واسه کسایی که می گفتن از نت چیزی سر در نمی یاره.بسه دیگه چرا از این کارا دست بر نمی دارین.آپم جلو افتاد چون احساس می کردم بعضی ها در فشارند.حالا می خوام به کسایی بگم که حرفایی واسم در آوردند.فکر می کردند که خیلی مردند .فکر می کردند که رومنو کم کردند .ولی حالا من برگشتم مجدد به همه شما من می گم مکرر همه حقایقو گوش کنند تا یه وقت نشن مردد.وب من بر همه وبا هست مقدم.اسمم محسنه پس اسمم هست مقدس.هه هه هه هه هه هه هه هه هه هه

حالا خوندید حرفامو اینارو کپی کنید رو کاغذ بزنید تو دیواره اتاقتون.

فهمیدید محسن کیه.پس دیگه شاخ نشید واسه من (محسن)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 بهمن1385ساعت 16:17  توسط محسن | 

تا حالا اینقدر در مونده نبودم !

  نمی دونم چی کار باید بکنم ! 

    ینی همیشه این خودمم که واسه خودم غصه می سازم ؟

  ینی این منم که همه ی مشکلات دنیا رو می ریزم تو دلم ؟

  چرا نمی تونم فراموش کنم ؟

  چرا نمیشه برای یه دفعه هم که شده یه آپ شاد  بکنم ؟

  چرا هیچ وقت نخواستم خودم باشم ...

   با دیدن یه چیز رویایی همیشه ته دلم خالی می شد

   که چرا من ندارمش؟ چرا من نمی تونم مث اون باشم !!!

   نه ! الآن به تنها چیزی که نیاز دارم فکره !!!  فکر ... تو تنهایی !!! 

   خدا   .....................................................   فقط تو رو دارم

+ نوشته شده در  جمعه 20 بهمن1385ساعت 10:44  توسط محسن | 

سلام دوستان طاعات همتون قبول باشه و ماه محرم را به همگی تسلیت عرض می کنم

از همتون التماس دعا دارم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 21:29  توسط محسن | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 18:55  توسط محسن | 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 19:46  توسط محسن | 

هـــر چی آرزوی خوبــــــــــــــه مال تو  

                                                  هــر چی که خاطره داری مال من

      اون روزااااای عـــــــاشــــقونـه ماله تو 

                                                  این شـــــبای بی قـراری ماله من 

      منم و حســـــــــرت با تو ماااا شـــدن   

                                                  تـــویـی و بدون من رهـــــــا شدن

      آخـــــــر غـــربت دنیاست مگه نه ؟؟؟ 

                                                  اااول دو راهــــی آشـــــــنا شـدن

      تـو نگــــــــــــــــــــــــاه آخــــــــــــر تـو  

                                                 آســـمون خــــــونــه نشیـــــن بود 

       دل تــووووو شـکـســـــــــته بوووودن 

                                                 هــــمه ی قصــــــه همــــــیـن بود 

       می تونســـــتم با تووووووو باشـــــم 

                                                 مثـل ســـــــــــایه مثـل روووووویا  

       امـــــــــــا بیـــــــــــدارم و بی تـــــــو  

                                                 مثـل تــــــــــو تنـــــــهای تنـــــــها  

       هــــر چی آرزوی خـــــــــوبه ماله تو   

                                                 هر چی که خاطره داری مال من ... 

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 19:44  توسط محسن | 
 وقتی چشمامو از دیدن نگات محروم کردی ...

 خط بریل رو آموختم !!!

 

وقتی که اجازه ی سخن گفتن از خوبی هاتو ازم گرفتی ...

 زبان لال هارو یاد گرفتم !!!

 

وقتی که گفتی اجازه ی شنیدن صداتو ندارم ...

 شنیدن کر هارو تجربه کردم !!!

 

وقتی پاهامو ازم گرفتی تا دیگه به دیدنت نیام ...

 عشقت رو برای خودم عصا کردم

وباز اومدم ! ...

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 19:42  توسط محسن | 
  

!هیچ ماهی در آسمان نیست

 دستهایم هنوز در حال نوشتن اند و بیداری پی در پی شبهایم زیباست

!!!آسمان آبی نیست . اما ستارگانش خبر از فردایی دیگر می دهند

به شمع می نگرم و مژگانم تر می شود  !  زندگیم مثل اوست  ذره ذره آب می شود

...و هیچ کس نمی فهمد  

و آن گاه که قدمهایم مرا به سوی نابودی می کشانند در می یابم که تمام است آن بودن ها

و روشنی ها

آری ... شمع کوچک من در اتاق آرزوها همراه با  رویاهایم میمیرد

می رود به سرزمینی دور .... دورتر از خورشید

سرخ و آبی . شعله های فروزان عشقم .که می سوزد و می سوزاند

آری . مثل شمع کوچک دل تنگی هایم  !!!؟؟؟

و من آن پروانه ای هستم . رنگین . که فارغ از دل بستگی ها  .

در کنارش آسوده می گیرم  ... با او یکی می شوم

و آرام آرام آرام .......................... می میرم

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 19:39  توسط محسن | 

واااااااااااای کجا رفته است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 گشتم و پیدا نشد ....توی کمد      زیر تخت      لای کتابی که پر از مسئلست !!!

  سایه ای انگار کنار در است ...... مادر است ....

   خیره به او می شوم      سرخ تر از رنگ لبو می شوم 

      گرچه پر است از سکوت

       وای نگاهش ولی    باز پر از گفتگوست .....  

              نامه ی تو دست اوست ! ! ! !

+ نوشته شده در  سه شنبه 26 دی1385ساعت 19:33  توسط محسن |